خورخه لوئیس بورخس، داستان، انتظار، نقد، باقری حمیدی
نقدِ داستان «انتظار» از بورخس
خورخه لوئیس بورخس داستان «انتظار» را در سال 1950 نوشت. انتظار داستانی با شخصیتی تبهکار، ایتالیایی، زندانیشده، و در گریز از مردی بنام آلخاندرو ویلاری است. مردی صبح روزی در ماه جولای (زمستان در آرژانتین) با تاکسی به مهمانخانهای در شمالِ شرقی بوئنسآیرس وارد میشود. مرد آشکارا نگران است و با پول اروگوئهای کرایه تاکسی را پرداخت میکند. هنگامی که صاحبِ مهمانخانه نام مرد را میپرسد، خود را «ویلاری» معرفی میکند، چون نام دیگری به ذهنش نمیرسد. این مردِ نگران با بکار بردن نام فرد دیگر جهان دوگانهی ذهنی خود را نمایان میکند. در ذهن او واقعیت و خیال یکی هستند.
زندگی مرد در هر روز شکل میگیرد، نامهای دریافت نمیکند، با سگ بازی میکند و در روزنامه تنها بخش «آگهیهای ترحیم» را میخواند با این امیدِ کمرنگ که شاید روزی نام آلخاندرو ویلاری را در آن بخش بهبیند. گاهی به سینمایِ نزدیک میرود، فیلمهای تبهکاران را تماشا میکند و بدون درک این موضوع که در عمل شاهد زندگی خویش است، روزهایش را سپری میکند. چیزهای کماهمیتی مانند توتون و مشروب ماته برایش ارزشمند هستند. همیشه در زمان حال زندگی میکند و از گذشته و آینده گریزان است. سنگینی زمان گذشته روانِ مرد را آزار میدهد و از تبدیل شدن سریع هر روز به زمان گذشته وحشت دارد. هر روز صبح به شکل تکراری خواب یکسانی میبیند. در خواب روزی در ماه جولای دو نفر، آلخاندرو ویلاری و دستیارش در اتاق مرد پدیدار میشوند. مرد پشت به آنها و رو به دیوار آرزو میکند که خواب باشد. آن دو مرد را ایستاده رو به دیوار میکشند.
شخصیت اول داستان زندگیِ «همیشه در انتظار» را برای خود برگزیده است. انتظار این مرد بر خلاف انتظارِ دو ولگرد در نمایشنامهیِ «در انتظار گودو» (1949) از ساموئل بکت بسیار رنجبار است. ولگردهای نمایشنامه در انتظار گودو میدانند که گودو هرگز نخواهد آمد و از انتظار در بیابان برهوت رنج نمیبرند، اما مرد داستان بورخس در انتظار «مرگ» است و یقین دارد که هر لحظه ممکن است مرگ از راه برسد و تا رسیدن مرگ در حسی از هراس و وحشت مجازات میشود. مرد داستان انتظار، زمان را با کارهای روزمره میکشد و به شکل استعاری نشان میدهد که مرگش بسیار خشن خواهد بود. نامِ یکسان مرد با دشمنش هویت او را بیشتر ناشناخته مینماید. پیوستگی هویتی مرد با آلخاندرو ویلاری میتواند اشارهای به گذشتهی تبهکار خودش باشد. این مرد ایتالیایی در بوئنسآیرس همچون غریبهای به نظر می رسد. از همه گریزان است و حتا پس از یک برخورد معمولی با فردی در خیابان و ناسزا گفتن به آن فرد، خود را چندین روز در مهمانخانه زندانی میکند.
به نظر می رسد مرد تمام ارادهی انسانی برای گریز از آن شهر، تلاش برای رو دو رو شدن و شاید کشتن آلخاندرو ویلاری را فراموش کرده و در انتظار مرگ حتمی خویش است. در این فرایندِ انتظار، مرد احساساتِ ویرانگر گریز، هراس، وحشت و مرگ را در بیداری و خواب تجربه میکند. سرگرمی مرد در خواندنِ کتاب «کمدی الهی» تمثیل عالی برای موقعیت اوست. کتاب معروف «کمدی الهی» را دانته در فاصلهیِ سالهای 1308 تا 1320 میلادی نوشت. کمدی الهی با «دوزخ» آغاز میشود و در «بهشت» به پایان میرسد. پایان خوش داستان سبب شده دانته آن را «کمدی» بنامد. کتاب آغازین کمدی الهی، یعنی دوزخ، در چهار سطح معناییِ «صوری یا تاریخی»، «تمثیلی»، «اخلاقی» و «تعالی روح» تفسیر میشود. بخشِ دوزخ در معنای تمثیلی خود کسانی را به نمایش گذاشته که از ارادهی انسانی خویش استفاده نکردهاند و در نتیجه سزاوار مجازات هستند. مرد داستانِ بورخس سزاوار مجازات همیشگی است و درست همانگونه که در دوزخِ دانته «دندانهایِ اگولینو بر پشتِ گردنِ روجیری فرو رفته»، ترس نیز همیشه بر خیال مرد نشسته و او را هر لحظه مجازات میکند.
پیروزیِ مرد بر دشمن تبهکارش تنها در خواب ممکن است. مرد در خوابِ هر صبح آلخاندرو ویلاری و دستیارش را میکشد. این خواب تنها توهم عملیشدن رویایِ سرکوب شدهی مرد غریب در شهری دور است. درست همانگونه که در خواب و در برابر تفنگ دشمن، رو به دیوار میایستد و در انتظار مرگ ویران میشود، در واقعیت نیز دیواری از بیارادگی رویدر روی مرد پدید آمده و بدون آیندهای مشخض، در انتظار مرگ ترس، وحشت و ابهامِ زیستن را تجربه میکند.
داستان درونمایه شگفتی را بیان میکند. داستانِ «انتظار» از بورخس به بیان تمثیلی نشان میدهد که ممکن است انسان زندانی خیالِ خویش باشد. همچنین، داستان «انتظار» نشان میدهد که «خیال در رهاییِ انسان بسیار ناتوان است». انسانی که تنها در خواب و خیالِ خویش، عملی را برای رهایی خود از کابوس مرگ به انجام میرساند، در واقعیت تلاشی برای پدیداریِ تغییری بنیادین در موقعیت هستی خود انجام نمیدهد و با نابود کردنِ حس زمانِ گذرنده و خود زندگی، در انتظار مرگی هراسناک بشدت مجازات میشود.
این وبلاگ برای بایگانی نقدهای گروه واتساپ «دانایی بهترین زیبایی» پدید آمد. این نقدها برای آموزش نوشتن آغاز شدند و روز بروز بهتر می شوند.